امضا در وقت اضافه

امضا در وقت اضافه

نزدیک نیمه‌ شعبان بود و در آن شلوغی‌های قبل از عید، هنوز مدارکمان آماده نشده بود. باید زودتر همه‌ امضاها را در محضر می‌زدیم تا نوبتمان در بیت قطعی شود.

خبرگزاری مهر – مجله مهر: دلم در گرو خطبه‌ای بود که آقا بخوانند. برای همین پایم را توی یک کفش کردم که مهریه فقط چهارده سکه باشد. آن زمان، مهریه‌ها به سال تولد رسیده بود؛ مثلاً ۱۳۶۰ سکه‌ی بهار آزادی. اما دایی و خواهرم پیش از من این رسم را شکسته بودند و آقا با چهارده سکه، عقدشان کرده بود؛ برای همین من هم دلم را صابون زدم که این اتفاق دوباره بیفتد.

نزدیک نیمه‌ شعبان بود و در آن شلوغی‌های قبل از عید، هنوز مدارکمان آماده نشده بود. باید زودتر همه‌ امضاها را در محضر می‌زدیم تا نوبتمان در بیت قطعی شود. سمیه، دوستم، گفت: «می‌خوای خواهرم به یکی از نزدیکان آقا بگه؟» منظورش دختری بود که چهار سال از ما کوچک‌تر بود و در مدرسه‌ ما درس می‌خواند. من هم از خداخواسته معطل نکردم. مدارک که آماده شد؛ زحمت رساندنشان را سپردیم به دست‌های او؛ و او هم با تواضع و مهربانی، واسطه‌ وصال ما شد.

موعد عقدمان شب نیمه‌ی شعبان شد و اسممان، به‌خاطر همان پیگیری‌های دقیقه‌ی نودی، ته فهرست و دست‌نویس اضافه شده بود. وقتی وارد شدم دیدم که پدر و مادرها عقب نشسته‌اند و عروس و دامادها جلو. جا توی اتاق عقد کم بود؛ اما من برای آن‌که نزدیک‌تر باشم، از میان عروس‌هایی که دوزانو نشسته بودند، عبور کردم و خودم را به صف اول رساندم. همین که نشستم، آقا آمدند و پیش پایشان بلند شدم. آن لحظات چنان محوشان شده بودم که ثانیه‌ای نتوانستم ازشان چشم بردارم.

آقا سریع مراسم را شروع کردند. یکی‌یکی اسم‌ها را صدا زدند و با نگاه، دنبال عروس گشتند تا وکالت را مستقیم از خودش بگیرند. یکی شرط می‌گذاشت و بله می‌گفت، یکی از امام زمان(عج) اجازه می‌گرفت. دست آخر رسیدند به ته فهرست و اسم من. نامم را که صدا زدند، با مکثی کوتاه، چشم در چشم نگاهم کردند. یکهو قند توی دلم آب شد؛ تمام بدنم گر گرفت و بی‌هیچ شرطی، بله را گفتم. صیغه‌ی محرمیت من و همسرم که جاری شد، آقا رو به همگی‌مان توصیه کردند که پایه‌های زندگی‌مان را با محبت محکم کنیم. توصیه‌ای که تا همین حالا، زندگی‌مان را رج‌به‌رج بالا برده. یک زندگی مشترک ۲۸ ساله که مدیون محبت کسی است که راه را برایمان هموار کرد؛ مدیون دختری که چهار سال از ما کوچک‌تر بود، اما کاری کرد بزرگ‌تر از سن‌ و سال ما. واسطه‌ نجیب و متواضعی که نامش بود: شهید بشری‌سادات حسینی خامنه‌ای.

راوی: مهدیه یونسی

کد مطلب 6835598

  • تلگرام خبرگزاری زیر خبر
  • تلویزیون آن
  • امضا در وقت اضافه

  • ضرورت برخورد قاطع با کشت غیرمجاز گیاهان مخدر پایه

  • افزایش فاصله صادرات کالایی چین و آمریکا در سال ۲۰۲۵

  • توفان با سرعت ۱۲۲ کیلومتر بر ساعت ساغند در استان یزد را درنوردید

  • مدیر امور بین‌الملل اداره‌کل هنرهای نمایشی معرفی شد

  • انتهای محور کمربندی یزد به سمت مهریز مسدود شد

  • واکسیناسیون رایگان طیور بومی علیه بیماری «نیوکاسل» در بوشهر اجرا شد

  • اتوبوس خیابان کشوردوست در میادین پایتخت مستقر می‌شود

  • گرد و غبار شدید، هوای شیراز را در وضعیت «خطرناک» قرار داد

  • اعطای یک مصونیت مالیاتی دائمی به ترامپ و خانواده‌اش

  • قاتل الهه حسین نژاد اعدام شد

  • صدای انفجارهای کنترل‌شده در جنوب تهران

  • ادارات ۸ شهرستان خوزستان فردا با تاخیر آغاز به کار می‌کنند

  • دستگیری یک فرد مرتبط با موساد در جنوب تهران

  • وکیل پژمان جمشیدی: رأی دادگاه کیفری صادر شد

  • رأی مثبت سنای آمریکا به قطعنامه محدودیت اختیارات جنگی ترامپ

  • اقدام به موقع پلیس جیرفت جان کودک ۸ ساله را از مرگ نجات داد

  • آخرین وضعیت بازسازی منازل تخریب شده از جنگ رمضان در ایلام

  • معاون ترامپ: مذاکره با ایران پیشرفت داشته است

  • لفاظی‌های ضد و نقیض ترامپ درباره ایران

  • روزنامه‌های ورزشی چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵

    روزنامه‌های ورزشی چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵

  • روزنامه‌های اقتصادی چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵

    روزنامه‌های اقتصادی چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵

  • روزنامه‌های صبح چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵

    روزنامه‌های صبح چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵

  • روزنامه‌های ورزشی سه‌شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵

    روزنامه‌های ورزشی سه‌شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵

  • روزنامه‌های اقتصادی سه‌شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵

    روزنامه‌های اقتصادی سه‌شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵

  • بهترین جراح بینی
  • آموزشگاه زبان ملل
  • قیمت و خرید سمعک نامرئی
  • مهرینو
  • تهران تایمز
  • روزنامه آگاه

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

Are you human? Please solve:Captcha