دختری که بعد از رفتنش هم رفیق ماند
ریحانهسادات نوجوانی فعال و اجتماعی بود که با مهربانی و صبوری خود، مرزهای تفاوتها را کنار میزد و دوستی میساخت؛ حالا روایت کانال او، سندی است برای ادامه راه و الهام دیگران.
خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زینب آزاد: با نخستین لرزش گوشی، از لبه تخت لغزید و بر زمین افتاد؛ چنان که انگار خبر، پیش از آنکه خوانده شود، وزن خود را به تن او تحمیل کرده باشد. مادر با تعجب پرسید چه شده است و چرا اینهمه هول شده؛ اما او دیگر صدای اطراف را نمیشنید. صفحه که روشن شد، نخستین پیام ناشناس به کانالی رسیده بود که به نام ریحانهسادات ساخته بود؛ همان کانالی که از لحظه تولدش دلِ سازندهاش را آشوب کرده بود، آشوبی شبیه رختشستن در تشتِ دل.
او پیش از این بارها به راهاندازی کانال خودِ ریحانه فکر کرده بود، اما صدای دختر در گوشش پیچیده بود که میگفت: «باید حواسم را جمع کنم تا پیامی نگذارم که وقت کسی را هدر بدهد.» شاید همین دقت و وسواس بود که چهار هزار مخاطب برایش ساخته بود؛ چهار هزار دلِ همراه، در روزگاری که بسیاری فقط به عددها دل میبستند، نه به معنا.
در کانال تازه، بعد از «بسمالله»، ریحانه را معرفی کرده بود: دختری دههنودی، متولد خرداد ۱۳۹۰، اهل تهران با اصالت کاشانی؛ نوجوانی فعال و اجتماعی که در جنگ دوازدهروزه با اسرائیل، خدا او را خرید و برد. مأموریت روشن بود: جمعکردن خاطراتِ رفیق شهید.
نخستین پیام ناشناس از خوابی میگفت که در آن، ریحانه بازگشته بود؛ پیامها را دیده و نوشته بود: «قربانت بروم، چرا اینقدر نگرانم شدی؟ من خوبم.» رؤیا با خنده و مدرسه و آغوشی گرم پایان یافته بود، اما تعبیرش روشن بود: شاید جسم رفته باشد، اما بودن، شکل دیگری به خود گرفته است. خواننده پیام خشکاش زد؛ میان ناباوری و اشتیاق، زیر لب نام ریحانه را زمزمه کرد.
پیام دوم خاطرهای ملموستر بود؛ از جمعهای که ریحانه، با آنکه فردایش امتحان داشت، برای حل تمرین ریاضی به خانه دوستش رفت. او هیچگاه «نه» گفتن بلد نبود وقتی پای کمککردن در میان بود. سارا، همان دختری که از نظر پوشش و سلیقه با جمع تفاوت داشت، دلتنگیاش را نوشته بود. ریحانه مرزهای ظاهری را درنمینوردید با شعار؛ با رفاقت میشکست.
او «مخرج مشترک تفاوتها» بود؛ در میان سلیقهها و اعتقادهای گوناگون، نقطهای مییافت که آدمها بتوانند کنار هم بایستند. شادیاش از دیدن دوستی در صف اول نماز جماعت، چنان سرایت میکرد که دیگران از ذوق او نماز میخواندند. و آن روزِ پارک، که بهجای تذکر تند، صبر را برگزید؛ با بازی والیبال دوستی ساخت و یک هفته بعد، همان دختر بیحجاب را در صف نماز دیدند. روشش ساده بود: «برو بشناس ببین مقابلت کی ایستاده، بعد بخواه اثر بگذاری.»

سیل پیامها که روان شد، خاطرهها یکییکی قد کشیدند؛ و ذهن او به واپسین روزها رفت. روزهای جنگ، روزهای اضطراب. ریحانه اما همچون کوه ایستاده بود و در کانالش امید میپراکند. وقتی عکس سیاه در پروفایل دید، نوشت: «چیز امیدوارکننده بگذار. تیغ علی با اهل خیبر کار دارد.» و آیهای را یادآوری کرد: «یُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَلَا یَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ؛ در راه خدا جهاد میکنند، و از سرزنش هیچ سرزنشکنندهای نمیترسند.»
او ایمان را سلاح رسانهای خود میدانست؛ جهاد با کلمه و تصویر. میگفت همین روشنگریها برای دشمن گران تمام میشود. و با خندهای که بوی یقین میداد، آرزو کرده بود شهید شود تا دستش به همه مردم ایران برسد.
چند روز بعد، تلفنش خاموش ماند؛ پیامها «سین» نخورد. تا آنکه در حسینیه، میان نوای «رفیق نیمهراه من خداحافظ»، خبر قطعی شد: ریحانه به آرزویش رسیده است. خانوادهاش نیز، عاشقانه، در همان مسیر پر کشیده بودند.
اکنون هر بار که ترسی در دلِ بازماندگان میدود، آن آیه چون عصای موسی در ذهنشان قد میکشد؛ همان ندایی که در برابر جادوی فرعون، برتری ایمان را یادآور شد. برای آنان، ایمان ریحانه همان عصاست؛ رمزی برای بلعیدن خوفها و ایستادن در برابر هر دشمن عربدهکش.
و کانال، همچنان زنده است؛ نه فقط در صفحهای مجازی، که در حافظه جمعیِ نسلی که آموخت میتوان متفاوت بود، مهربان بود، امیدوار بود و حتی پس از رفتن، رفیق ماند.
کد خبر 6758312
زینب آزاد
-
درس توکل و اخلاص از عاشورا تا نوجوانان محله
-
دختری که با یک اسم مسیر زندگی نسلها را دگرگون کرد
-
شهیدی که با «صبر» داغ به دل شکنجهگر ساواک گذاشت
-
سوال روز ششم مسابقه «زندگی با آیهها» در خراسان رضوی
-
ارتقای بهرهوری کشت گندم در شاهرود؛ انتقال دانش فنی به کشاورزان
-
احیاگران دین از سرزنشها هراسی ندارند
-
نظرعلیان: ۱۵۰ کیلوگرم گوشت غیرقابل مصرف در ایجرود کشف و ضبط شد
-
«زندگی با آیهها» بسترساز گفتمان انقلاب و مقاومت اسلامی
-
هوش مصنوعی چگونه در یادگیری عمیق قرآن کمک میکند؟
-
قاچاقچی موتورسیکلت ۶ میلیارد ریال جریمه شد
-
۵ کاروانسرای تاریخی تربتحیدریه مرمت و ۳ اقامتگاه فعال شد
-
سوال روز ششم مسابقه «زندگی با آیهها» در استان قزوین
-
رضایی: شادابسازی شهری، نماد توجه مدیریت شهری به امید اجتماعی است
-
سقوط یک فروند بالگرد در محوطه میدان میوه و ترهبار شهر درچه+ فیلم
-
دعای روز ششم ماه رمضان و اوقات شرعی/صوت و شرح دعای روز
-
اولین تصاویر از حادثه سقوط بالگرد در میدان میوه تره بار درچه
-
زاکانی: هرکس وقایع دیماه را درونی کند، جاده صافکن آمریکا است
-
سقوط بالگرد هوانیروز ارتش در درچه؛ خلبان و کمک خلبان به شهادت رسیدند
-
پشت پرده فشارهای مداوم دشمن؛ «فرسایش راهبردی» علیه ایران
-
سقوط بالگرد در خمینیشهر ۴ جان باخته داشت
-
تماس تلفنی وزرای امور خارجه جمهوری اسلامی ایران و امارات
-
تنش میان پاریس و واشنگتن؛ سفیر آمریکا به وزارت خارجه فرانسه نرفت
-
ملوان از عزیزی و خلیلزاده به کمیته انضباطی شکایت کرد
-
روزنامههای ورزشی سهشنبه پنجم اسفند ۱۴۰۴
-
روزنامههای اقتصادی سهشنبه پنجم اسفند ۱۴۰۴
-
روزنامههای صبح سهشنبه پنجم اسفند ۱۴۰۴
-
روزنامههای ورزشی دوشنبه چهارم اسفند ۱۴۰۴
-
روزنامههای اقتصادی دوشنبه چهارم اسفند ۱۴۰۴
- اخذ رتبه با رتبه پارسه
- خرید نهال
- خرید اقساطی طلا
- سرور اچ پی
- مزایده خودرو
- خرید هاست وردپرس
- پخش عمده موبایل مشهد
- تعمیر کامپیوتر تهران
- ایمپلنت دندان
- استعلام شرکت با کد ملی
- آلپاری
- فروش خودرو کارکرده
- خرید دستگاه تصفیه آب
- هلدینگ پارسه
- مهرینو
- تهران تایمز
- روزنامه آگاه




Leave a Reply